تبلیغات
تخــــــــــــــــــیل تمرکز - ...کلاس شماره 403...
 
تخــــــــــــــــــیل تمرکز
فقط آزاد باش
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : s A r a    

فواره ها رو باز کرده اند.صدای هشدار اتمام باتری گوشیم توجهم را جلب میکند.از کنار جاده دانشگاه صدای بوق ماشین ها و کامیون ها به گوش میرسد.

تنها در میان چمن ها نشسته ام.به دور دست ها مینگرم جایی که نمیدانم کجاست!

ذهنم خالی از تفکر است.چشمانم را میبندم و روی چمن هها دراز میکشم.بوی چمن ها و گل هارا استشمام میکنم.همه چیزآرام است.

به صداهای اطرافم گوش میدهم صدای پرنده ها واضح تر از بوق ماشین های توی جاده میاید.

منتظر اتفاقیم ولی هیـــــــــــــچ.همه چیز آروم و ساکت است.

ساعت 1.30کلاس دارم.

به سمت دانشکده راه میوفتم.حوصله کلاس را ندارم.دانشکده خلوت است.کلاس در طبقه چهارم تشکیل میشود.

در طبقه اول و دوم خبری نیست ولی طبقه سوم شلوغ است.بالاخره به طبقه چهارم میرسم.

به علت ازدیاد دانشجو آسانسور برای دانشجویان سالم مسدود است.

کلاس در کریدور 1 شماره 403تشکیل میشود.من روی سکویی در کریدور 2مینشینم.در این طبقه 4تا پسر هستند و بقیه هنوز نیامده اند.

ذهنم تنبل شده است.بی هدف اطراف رو نگاه میکنم.

شخصی از اون ور کریدور نزدیک میشود.

صدای کفشی است که به نظر مقتدرانه میاد و با فشار راه میرود.صدا نزدیک و نزدیک تر میشود.

با حس کنجکاوی خود مقابله میکنم که نگاه نکنم.

صدا خیلی نزدیک میشود .وارد کریدور2 شده اشت و نزدیک من ایستاده.صدا قطع میشود.نمیتوانم نگاه کنم.احساس میکنم به من نگاه میکند .در فاصله 2متری من است.استاده......

چند لحظه ای سکوت همه جا حکم فرماست.

فشار عصبی رویم احاطه شده.صدای پا حرکت کرد.

دارد به سوی من می آید....

فاصله ی او با من به نیم متر رسیده.او بالای سرم ایستاده.من کفشی جلوی پاهایم نمیبینم....با احتیاط سرم را بالا میبرم

کجاست؟

وجودش را احساس میکنم ولی نیست!!!

به من نگاه میکند ولی نمیبینمش....بلند میشوم.....وجودش را احساس میکنم...نگاهی به روبرو و جایی  که باید باشم میکنم....نیست!!!!!!

ناگهان احساس میکنم با سرعت از من فاصله گرفت.صدای پا دوباره می آید....دارد از من با سرعت زیاد دور میشود ....

صدا هست ولی صاحب صدا نه!!!!!!!!!!!

ساعت 3است...

کلاس نیم ساعتی هست تمام شده...

با ذهنی خالی به سمت در حرکت میکنم و چهار طبقه را پایین میرم...

مات و مبهوت و علامت سوال در ذهن که او که بود؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ

من دختر دانشجویی هستم که در دوران دانشجویی برام اتفاقاتی میوفته
این اتفاقات واقعیه و برای هر کسی نمیوفته
فقط ذهنت را باز کن
اگه میخوای با افکارم بیشتر آشنا بشی توی لینک ها ادرس وبــ شخصیم هست
09394452313
اس بدین اگه پشتش تک زدم یعنی میتونین زنگ بزنین در غیر اینصورت فقط اس ام اس


شاد باشیــــــــــــــــــن



مدیر وبلاگ : s A r a
نویسندگان
نظرسنجی
آیا داستان چالش(دنباله دار)ادامه یابد؟




جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :